|
ایرلاینهای کم هزینه (Low Cost Carrier LCC)، شرکتهای هواپیمایی هستند که سعی میکنند با ارائه سرویسهای کم هزینه و قیمتهای نازلتر مشتری بیشتری جذب کنند و این کار را از طریق استراتژیهای مختلف و با حذف هزینههای اضافی انجام میدهند . در مقاله پیش به بررسی برخی از استراتژیها، ویژگیها و نقاط ضعف و قوت این گونه خطوط هوایی پرداختیم؛ لذا در ادامه مروری کلی خواهیم داشت بر هزینههای یک ایرلاین تمام سرویس و نحوه کاهش آن در ایرلاینهای کم هزینه و همچنین ابزار مدیریتی در LCCها برای پیادهسازی استراتژیهای مربوطه.
هزینهها و درآمدهای یک ایرلاین
در کل، هزینههای یک ایرلاین را میتوان به دو بخش هزینههای مستقیم (DOC) و هزینههای غیرمستقیم (IOC)، تقسیم نمود. هزینههای مستقیم حدوداً 75-50 درصد کل هزینهها را در برمیگیرد. هزینههای مربوط به اجاره هواپیما، سرویسدهی به مسافران، بیمه، خدمه، خلبان، سوخت، هدایت و ناوبری استهلاک، باند فرودگاه و تعمیر و نگهداری هواپیما از جمله اینگونه هزینهها میباشند. بخش دیگر هزینهها، یعنی هزینههای غیرمستقیم، نیز 50-25 درصد هزینهها را به خود اختصاص میدهند و شامل هزینههای مربوط به آموزش، سرویسهای مشتری، حقوق پرسنل، ساختمان، رزرو بلیط و ... میباشند. همانطور که مشاهده میگردد، درصد بالایی از هزینهها، هزینههای غیرمستقیم هستند، که یک LCC میتواند با بهرهگیری از یک استراتژی صحیح، آنها را تا حد زیادی کاهش دهد.
هزینهها :
هزینههای یک ایرلاین را به صورت زیر نیز میتوان تقسیمبندی نمود:
 شكل 1: هزینههای یك ایرلاین
1) هزینههای پروازی: که شامل خدمه، سوخت و برخی موارد مرتبط با شارژ فرودگاه میباشد. میتوان گفت، این هزینه 27% هزینههای یک ایرلاین را تشکیل میدهد. ایرلاین کمهزینه، دارای خدمهپروازی وخلبان کمتر است، بنابراین هزینه کمتری را در این زمینه متحمل میگردد. علاوه بر این یک خلبان LCC در مقایسه با یک خلبان FSC تمام وقت، حقوق کمتری دریافت میکند.
2) تعمیر و نگهداری: ایرلاینهای کمهزینه، معمولاً از مراکز تعمیر ایرلاینهای دیگر استفاده مینماید، بنابراین نیازی به انبارداری قطعات یدکی ندارند. بنابراین، یک ایرلاین کمهزینه، میتواند این هزینه را که تقریباً 13% هزینههای یک ایرلاین را نیز تشکیل میدهد، تا حد بالایی کاهش دهد.
3) سرویسهای ترافیک هوایی و فرودگاه: این هزینهها شامل موارد زیر است: سرویسدهی به مسافرین، حمل بارهای آنها، کارکنان بخشهای مختلف فرودگاه مانند ورودیها و .... این سرویسها، 16% هزینههای یک ایرلاین را تشکیل میدهند. LCCها معمولاً از فرودگاههایی با معروفیت کمتر، که هزینه شارژ پایینتری دارند، استفاده مینمایند.
4) فروش: این هزینهها با اختصاص 13% از هزینههای کل به خود، شامل تبلیغات، رزرو بلیط و کارمزد مسئولان فروش میشود. از آنجا که ایرلاین کمهزینه، بلیطهای خود را عمدتاً از طریق اینترنت و تلفن میفروشد، برای فروش بلیط، کارمزد پرداخت نمینماید. به عنوان مثال ایزی جت 85% بلیطهای خود را از طریق اینترنت میفروشد. همچنین LCC در شرایط عادی از رزرو صندلی برای یک شخص خاص، خودداری میکند.
5) سرویسهای در حین پرواز: این هزینهها شامل غذا، نوشیدنی، اینترنت و لوازم سرگرمی مسافران میباشد و حدود 9% هزینهها را به خود اختصاص میدهد. LCC این هزینهها را به خاطر عدم استفاده از تجملات، بسیار کاهش میدهد. در این ایرلاینها، یا سرویس غذا در هواپیما وجود ندارد و یا اگر کسی درخواست کند، باید خریداری نماید. بنابراین تعداد خدمه نیز کاهش مییابد. البته لازم به توضیح است که خود خطوط هواییLCC نیز با هم تفاوتهایی دارند. مثلاً وستجت، دارای پذیرایی مختصری مثل اسنک سبک و مقدار کمی نوشیدنی و حق انتخاب صندلی میباشد. در حالی که رایان ایر سرویسها و پذیرایی حین پرواز را به صورت قیمت اضافه روی بلیط میفروشد و حق انتخاب صندلی نیز به مسافر نمیدهد. حذف یخ از نوشیدنی مسافرین در رایانایر باعث ذخیره 40 هزار دلار در سال شد. همچنین این شرکت 130 مسافر را تنها با 3 خدمه سرویس میدهد، این در حالی است که ایرلاینهای دیگر برای سرویسدهی به این تعداد مسافر، به 5 خدمه نیاز دارند.
6) موارد مربوط به حمل و نقل: این هزینهها 10% از کل هزینهها را شامل میشود. حذف سیستم باربری و عدم نیاز به بارگیری و تخلیه آن، زمان ورود و خروج را در رایانایر 30-25 دقیقه کاهش داده و باعث صرفهجویی 400 هزار دلار در سال گردید.
7) هزینههای اداری و اجرایی: این هزینه، شامل هزینه پرسنل اداری و بخش مدیریت است. این بخش از هزینهها، 6% ازکل هزینهها را در برمیگیرد. البته در ایران، هزینههای این بخش، به 12% میرسد. به دلیل اینکه LCC اکثر سرویسهای خود را از دیگران میخرد (استفاده از سرویسهای تعمیر، نگهداری، خلبان و سرویسهای در حین پرواز دیگران)، بنابراین تعداد کارکنان آن نسبتاً کم است و تأسیسات آن کوچک است. در LCC هزینه کارکنان و مدیریت بسیار کمتر است.
8) استهلاک تجهیزات: LCC معمولاً از یک نوع هواپیما در ناوگان خود استفاده میکند. بنابراین از نظر استهلاک قطعات، هزینه کمتری صرف میکند. در واقع LCC ها با توجه به استراتژی خود که شامل برنامههای پروازی و سرویسهای ساده، عملکرد و جایگیری صحیح (تدارک پرواز برای مسافرانی که به قیمت حساس هستند نه تنوع و کیفیت خدمات، سفرهای کوتاه برد، بهره گیری از فرودگاههای دست دوم، رقابت با همه ایرلاینهای دیگر تمام سرویس، بازاریابی پیگیرانه) و کاهش هزینههای عملیات (پرداخت هزینه کمتر برای خدمات فرودگاهی و تعمیر و نگهداری و نیز آموزش خلبان با تکیه بر یکنواختی ناوگان، تأخیر کمتر بر روی زمین به دلیل پروسه راحت سوار شدن مسافرین و حمل بار) بود، از هر روشی برای کاهش هزینهها استفاده میکنند.
درآمدها :
تقریباً 75% درآمد ایرلاینها از طریق حمل مسافر تامین میگردد، که از این مقدار 80% را مسافران داخلی و 20% بقیه را مسافران خارجی تشکیل میدهد. 15% درآمد ایرلاین از حمل بار و سرویسهای پستی حاصل میگردد. 10% از درآمد ایرلاین نیز از دیگر سرویسهای مرتبط با حمل و نقل حاصل میگردد. معمولاً 90% بلیطها با تخفیف و با 3/2 قیمت اصلی فروخته میشود و 10% بلیطها نیز بدون تخفیف به تجاری که در آخرین دقایق مراجعه مینمایند، فروخته میشود. درآمد LCC اکثراً از طریق مسافرین تامین میگردد. این ایرلاینها از حمل بار به علت اینکه زمان گردش در فرودگاه را کاهش میدهد، اجتناب میکنند. در ضمن ایرلاینهای LCC با گرفتن تبلیغات از شرکتهای مختلف و فروش محصولات در حین پرواز، سعی بر درآمدزایی نیز دارند. به عنوان مثال درآمدهای ناشی از سرویسهای فرعی رایانایر و دریافت تبلیغات آن، در سال 1998، 22.1 میلیون پوند بوده و درآمد ناشی از فروش آشامیدنی و کالا در طول پروازهای این شرکت نیز در سال 1997، 5.3 درصد از درآمد کل ایرلاین را تشکیل میداد. با توجه به تفاوت استراتژیهای ایرلاینهای کم هزینه با ایرلاینهای تمام سرویس، واضح است که نحوه مدیریت این ایرلاینها نیز متفاوت خواهد بود. بنابراین نیم نگاهی نیز به اهمیت ابزارهای مدیریتی در بخشهای مختلف این خطوط هوایی داشتهایم.
مدیریت در ایرلاینهای کمهزینه
مدیریت در ایرلاینهای کم هزینه را میتوان در بخشهای زیر مورد بررسی قرار داد: 1) سازماندهی: تاسیسات و ساختار یک ایرلاین LCC کوچک است. بنابراین در این زمینه نیاز به مدیریت آنچنان قوی ندارد.
2) تامین پرسنل (Staffing): از آنجا که LCC از خلبان و خدمه پارهوقت استفاده مینماید، این گزینه در مقایسه با سایر گزینهها، کمرنگتر است.
3) کنترل: به دلیل اینکه خلبان و خدمه LCC از دیگر ایرلاینها تامین میگردد و همچنین بدلیل استفاده از سرویسهای تعمیر و نگهداری دیگران و هماهنگی بین آنها، این عامل در اینگونه ایرلاینها بسیار مهمتر از سایر ابزارهای مدیریتی جلوه مینماید.
4) برنامهریزی: این عامل در هر ایرلاین و خصوصاً در LCCها بسیار بااهمیت است. همانطور که گفتیم لزوم سودده بودن در عین پایین بودن قیمتها، اهمیت این مطلب را آشکار میسازد.
5) رهبری: عموما موفقیت یک ایرلاین، داشتن سوددهی بالاتر است. برای داشتن سوددهی، مدیران باید با توجه به عوامل محیطی، از قبیل قیمت سوخت، تغییر فصل و در پی آن تغییر تعداد مسافرین، نوسانات بازار و ... استراتژی ایرلاین را برگزینند. حال مدیریت ایرلاین باید موفقیت را برای همه کارکنان خود تعریف کرده و آنها را به سمت آن هدف هدایت نماید . در استراتژیهای مدیریتی یک LCC نسبت به FSC تغییراتی وجود دارد. از جمله این تغییرات میتوان به تغییر پیکربندی هواپیما اشاره نمود. نتیجه این کار افزایش تعداد صندلیهای قابل فروش است. به عنوان مثال، تعداد صندلیهای یک B737-200 در یک پرواز معمولی 9% بیشتر است. این کار با حذف صندلیهای First Class و Business Class حاصل میگردد. یکی دیگر از ابزار مورد استفاده در چنین ایرلاینی، فروختن بلیط بیش از تعداد صندلیها است. دلیل این عمل، این است که در اکثر مواقع تعداد زیادی از کسانی که اقدام به رزرو بلیط نمودهاند، از آن سفر صرفنظر مینمایند. البته در صورتی که این اتفاق نیافتد، ایرلاین با استفاده از شگردهای روانشناسانه، افراد را از آن سفر منصرف کرده و به سفر با هواپیمای دیگری ترغیب مینمایند. از دیگر عواملی که باعث میشود، ایرلاین بتواند چنین کاری انجام دهد، این است که LCC برای مسافرانی که به قیمت حساس هستند، کارایی دارد ولی به علت نداشتن برنامه زمانی دقیق، برای تجار مناسب نمیباشد. با بررسی استراتزیهای ایرلاینهای کم هزینه، نقاط ضعف و قوت، نحوه کاهش هزینهها در این ایرلاینها، و ابزارهای مدیریتی در آنها ، در مقالات بعد به بررسی فرصتها و چالشهای پیش روی این ایرلاینها خواهیم پرداخت.
منبع: avia.ir
|